تبلیغات
سیـــــــلی ســــــــرخ - دریغ!

سیـــــــلی ســــــــرخ

خواب دیدم که زلیخایم و عاشق شده ام . . . ای که تعبیر تو پایان پریشانی ها ، ، ،

دریغ!

زمستان

زمستان است، اما دریغ از آسمانی که نمی بارد...

و سپیدی برفی که بر سیاهی های شهرِ دل، رُخ نمی نماید...

نمی بارد عطر روشن حضور تو،

بر بامِ دقایقِ دود آلود و عصیان زده قلب،

تا شاید نفسی تازه کنیم...

یا بن الحسن جانم...


برچسب ها:برف متحرک، دلنوشته مهدویت، یاد یار مهربان، دعا، انتظار، عشق،
[ 1394/08/7 ] [ 21:14 ] [ م ح م د ] [ نظرات() ]

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار